غدیر در کتب اهل سنت
هیچ حدیثی به اندازه ی حدیث غدیر راوی نداشته و جو حاکم بر اجتماع مسلمین وحوادث هولناک پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) واعلام ممنوعیت نقل و تدوین حدیث از طرف هیئت حاکمه، نتواست از انتشار آن در بین آحاد مسلمین جلو گیری کند و در نتیجه حدیث غدیر از قول ۱۱۰صحابی و ۸۴ نفر از تابعین رسول الله(صلی الله علیه وآله) نقل و توسط ۳۶۰محدث و مورخ ثبت شده است و از نظر سند و راویان و شواهد، بسیار عالی و روشن در کتب شیعه و سنی آمده است و یا لااقل قسمتهای مهمی از آن نقل شده است.
قسمتهای که به هیچ وجه قابل توجیه و تحریف نیست و کاملا مسئله ولایت و امامت بلافصل علی بن ابی طالب (علیه السلام ) از آن استفاده می شود مانند این قسمت از حدیث غدیر که پیامبر خطاب به مردم فرمود: " الست اولی بکم من انفسکم قالو بلی" آن گاه دست علی (علیه السلام ) را گرفت، بلند کرد و فرمود: " فمن کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله" که ضمن نقل اصل واقعه غدیر خم در اکثر قریب به اتفاق کتب حدیثی و تاریخی اهل سنت آمده است و ابعاد این واقعه همراه با قرائن و شواهد موجود در آن استدلال ما را حتی به وسیله همین قسمت از خطبه بسیار محکم می کند.
شواهدی برمعنای حدیث غدیر
۱/ بیست نفرازعلماء اهل سنت ازکلمه مولی معنی ولایت رافهمیده اند از جمله ابن جوزی در " تذکرة الخواص"، ابن طلحه شافعی در" مطالب السئول"...
۲/ حدود ده نفر از علماء علم عقائد اهل سنت واقعه غدیر خم را در مبحث امامت ذکر کرده اند، از جمله قاضی ابوبکر باقلانی مصری در " التمهید " وجرجانی در " شرح المواقف " و...
۳/ علماء علم لغت آنجا که به لغت " مولی"، "خم"،"غدیر"، و "ولی " برخورد کرده اند به حدیث غدیرخم اشاره کرده اند مانند ابن درید در" جمهره " وابن اثیر در " النهایه " و حموی در "معجم البلدان" و زبیدی حنفی در" تاج العروس" و...
۴/حدود یکصد نفر از علماء اهل سنت داستان تبریک گفتن مردم به علی(علیه السلام ) وسلام کردن بر او باعنوان " امیرالمومنین" وهمچنین تبریک گفتن اصحاب نامدار مشهور پیامبر ص رابه همین نحو، ذکر کرده اند. ازجمله احمد بن محمد طبری در مناقب وابن حجر در صواعق و ابن اثیر در النهایه وفخر رازی در تفسیر کبیر و...
اگر این احادیث روشن در موضوع دیگری غیراز ولایت وامامت علی (علیه السلام ) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) صادر شده بود بازهم برسر معنای آن اینهمه رد وایراد میشد؟!! مسلماٌ جای بحث نبود زیرا که همه احادیث ، محکمات هستند و شبهه ای درنزد انسان بی غرض وجود ندارد.
۵/ آیا معقول است که عقل کل و کل عقل یعنی خاتم رسل ده ها هزار نفر مردم مسلمان مسافر را در بین راه دربیابان گرم متوقف کند آنگاه موضوع یا موضوعاتی را مطرح کند که ده ها بار سابقا فرموده مثلا بفرماید بیایید باهم دوست باشید، با علی (علیه السلام ) دوست باشید؟!! آیا چنین پیامی این همه مراسم و تشکیلات لازم داشت؟!!
۶/او تنها دست علی (علیه السلام ) را گرفت وفرمود : من کنت مولاه... وخواست تا اورا به عنوان ولی امر مسلمین معرفی کند.
۷/ حضرت مقدمةً فرمودند : الست اولی بکم من انفسکم. آیا من نسبت به شما صاحب اختیار وسرپرست نیستم؟ گفتند: آری. آنگاه فرمود: پس این علی (علیه السلام ) مولای کسانی است که من مولای آنه هستم. بااین مقدمه کاملا معنی روشن است!
آنگاه در حق علی (علیه السلام ) دعاکردومعنای دعای حضرت این است که علی (علیه السلام ) پیوسته بر حق ومحور حق است. هرکس اورا یاری نکند دچار بدترین عذاب یعنی خذلان خواهد بود زیرا که حضرت برای همیشه از آن امت خواست علی (علیه السلام ) را یاری کنند واز او جدا نشوند!
۸/ بعلاوه پیامبر اکرم اول از مردم اعتراف به وحدانیت و ولایت خدا و رسولش گرفت. بعد ولایت علی (علیه السلام ) رامطرح کرد و به یک سیاق و آهنگ ولایت علی (علیه السلام ) رادر ردیف ولایت خدای متعال و ولایت خودش بر امت قرار داد.
۹/ کلام رسول خدا و پیام الهی هرچه بود باعث اکمال دین و تمامیت نعمت وخشنودی حق و پسندیده شدن آ یین اسلام شد. آیا جز ولایت علی (علیه السلام ) وائمۀ پس از او که حافظان دین و سرپرستان مسلمین می باشند چیز دیگری می تواند باشد؟!
۱۰/ قبل ازبیان پیام، حضرت خبر ازنزدیک شدن مرگ خودش می دهد ومی فرماید : می ترسم اگر نگویم رسالت الهی را انجام نداده باشم. آیا خبری مهمتر از امامت وخلافت و رهبریت جامعۀ اسلامی باقی مانده بود که حضرت بفرمایند و آنرا سفارش کنند؟!
۱۱/ اگر موضوع ولایت و خلافت علی (علیه السلام ) نبود پس چرا تا سه روز مسلمین آنجا اقامت کردند وبا رسول خدا تجدید عهد وبا علی (علیه السلام ) بیعت وتبریک ولایت گفتند ؟!
۱۲/ خداوند فرمود: « پیام مرا برسان من تو را از شر مردم حفظ می کنم » چه حکمی بود که ممکن بود شری از سوی مردم متوجه حضرت بشود ؟! حتما خبر سیاسی و موضوع رهبریت بوده است.
۱۳/ مگر حدیث غدیر چه معنایی دارد که پیوسته دوستان اهلبیت (علیهم السلام ) از نقل آن مورد انتقاد و معاندان از بیان واقعیت های آن در هراسند وسعی در تحریف آن دارند؟!
۱۴/ بعداز ابلاغ پیام غدیر پیامبر اکرم فرمودند: باید حاضرین این پیام را به غائبین وزندگان به آیندگان برسانند. چه موضوع مهمی میتواند جز ولایت باشد که لازم است به همگان برسانند.
۱۵/ بعداز ابلاغ پیام، پیامبر اکرم بسیار مسرور و خوشحال بود ومی فرمود: به من تبریک بگویید به من تبریک بگویید. آیا غیر از مسئله ولایت موضوع دیگری می توانست این قدر حضرت را خوشحال کند؟! چراکه تنها با این امر دینش را بیمه می کرد.
۱۶/ پس از پیام غدیر حضرت چندین بار از مردم اقرار و اعتراف گرفت که آیا پیامم را رساندم؟ چنین حرکاتی سابقه نداشت، این مسئله در موضوع مهم خلافت است که اتفاق افتاده است!
۱۷/ چندین بار علی (علیه السلام ) برای حق حکومت خود به حدیث غدیر احتجاج کرده است، معلوم است که حدیث غدیرهمین معنی را می رسانده است.
تائیدات قرآنی و روائی
۱/ احادیث دیگری که پیامبر اکرم در فرصتهای مختلف دربارۀ علی (علیه السلام ) وخلافت اوفرموده اند همه همین معنای حدیث غدیر رامی رسانند، مانند حدیث منزلت، حدیث یوم الدار ، حدیث قرطاس، حدیث سفینه، حدیث ثقلین و... که ذیلا به بعضی از آنها اشاره می کنیم، یعنی تنها حدیث و خطبۀ غدیر نیست که این معنا رامی رساند بلکه این معنی متواتر در روایات دیگر نبوی نیز آمده است .
۲/حق سرپرستی و ولایت اولاٌ و بالذات از آن خدای متعال است و هر کس غیر او بخواهد ادعای ولایت بر مردم داشته باشد باید دلیل صریح و روشن و مستقیمی از سوی خدای متعال داشتنه باشد. با رای مردم یا زور و غلبه و قدرت و امثال اینها کسی صاحب ولایت نمی شود و دلیل صریح فقط حدیث غدیر است آن هم در مورد علی بن ابیطالب(علیه السلام ) و یازده امام از نسل او.
۳/به طور مثال خدای متعال در مورد پیامبر اکرم فرمود:« النبی اولی بالمومنین من انفسهم » یعنی پیامبر از خود مومنین نسبت به آنها سزاوار تر است و سرپرستی و اختیار دارد و در مورد جانشین رسول خد ا هم حکم غدیر را نازل فرمود.
۴/ولایت و امامت استمرار رسالت انبیا است و همان دلیل هایی که ثابت می کند انسانها به شدت محتاج وجود فرستادگان خدا هستند اثبات می کند ضرورت وجود رهبران الهی را تا اسلام و مسلمین را از تحریف و انحراف و نابودی حفظ نماید و دین حق را برای امت تبیین نماید بالاخص خاتم الانبیا که دارای دین و کتاب و نبوت جاوید و همیشگی هستند و به این مطلب نیاز بیشتری دارند!
۵/چطور ممکن است انبیا یی که ادیان آنها موقت بوده همگی وصی منتخب داشته باشند اما دین خاتم که جاودانه و فراگیر است بدون مفسر حافظ پاسدار بیانگر و رهبر رها شود واز سوی خدا و رسولش فرد و یا افراد مناسبی برای این امر انتخاب نشوند؟
۶/هر جای قرآن سخن از تعیین امام و پیشوی و سرپرستی برای امتهاست خدای متعال این کار را به خودش نسبت می دهد یعنی هیچ کس غیر از خدا حق چنین انتخابی را ندارد امت هم که بی امام نمی شود. حدیث غدیرپیام الهی خدای متعال برای تعیین خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله) است.
نمونه آیات
۱/«و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبرو ا و کانو ا بایاتنا یوقنون» بعضی از آنان را پیشوا قرار دادیم تا به ما امر مردم را هدایت کنند چرا که آنها بردبار و به آیات ما یقین داشتند.
۲/«انی جاعل فی الارض خلیفه مسلما» من خود در روی زمین خلیفه قرار می دهم.
۳«انی جاعلک للناس اماما» به حضرت ابراهیم فرمود مسلما خودم ترا پیشوای مردم قرار دادم.
۴/«و لقد آتینا موسی الکتاب و جعلنا معه اخاه هارون وزیرا » و البته به حضرت موسی کتاب دادیم و برادرش هارون را همراه و وزیر او قرار دادیم .
۵/«یا داوود انا جعلنا ک خلیفه فی الارض» ای داود ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم.
سابقه پیام ولایت
۱/پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در منزل خویش در جمع اقوام دست در گردن علی (علیه السلام ) فرمود :« ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی من بعدی فاسمعو له و اطیعوا » این شخص علی برادر من و وصی و جانشین بعد از من است به فرامین او گوش دهید و از او اطاعت کنید.تاریخ طبری ۱/۵۴۳-شواهدالتنزیل۱/۴۲۰-جمعالجوامع سیوطی۶/۳۹۲-السیره الحلیه۱/۲۸۶-جامع البیان ۱۹/۱۲۱-مسند احمد حنبل ۱/۱۵۹-کنزلالعمال ۶/۹۱
۲/ گاهی در بین همسران خود این مطلب را فرمود (مناقب آل ابی طالب ج ۲ ص ۴۶ ) وگاه در بین مهاجرین (مناقب خوارزمی ص۱۱۲) وگاه در بین معنداین با علی (الا صابة ج ۶ ص ۶۲۳) وگاه بین شاکیان از علی (البدایة والنهایة ج ۵ ص ۸۲) و گاه بین زنان صاحب کمالی از مهاجر وانصار (فضائل الصحابه ج ۲ ص ۷۹۴) ودرموارد زیادی بالای منبر (فضائل... ج ۲ ص ۷۷۱ ) وگاهی بین اصحاب (مناقب خوارزمی ص۸۸) و در روز جاری ساختن عقد اخوت بین مسلمین (فضائل الصحابه ) و در روز بستن دربها به سوی مسجد وبازگزاردن درب خانه علی (مسند احمد حنبل ج ۱ ص ۱۷۵) ودر روزی که رهسپار جنگ تبوک بود ( صحیح مسلم ج ۷ ص ۱۷۵) و در روز طائف (مجمع الزوائد ج ۹ ص ۱۶۳) ودر غزوه هایی که پیروز میدان علی بود اورا تعیین وتعریف می کرد. در روز منی وعرفات ودر روز عرفه در حجة الوداع (سنن ترمذی ج ۵ ص ۵۹۴) ودر روز غدیر بطور جامع وکاملی ابلاغ فرمود. (سنن ترمذی ج ۵ ص ۵۹۱)
« لیهلک من هلک عن بینةٍ و یحیی من حی عن بینةٍ » (انفال ۴۲) تاآنها که هلاک می شوند با اتمام حجت باشد آنها که هدایت و زنده می شوند نیز از روی اتمام حجت باشد.
۳/ حتی در هنگام بیماریش پیامبراکرم در بین اصحاب فرمود: « أیها الناس! یوشک اَن اقبض قبضاً سریعاً فینطلقون بی، و قد قدمت إلیکم القول معذرة إلیکم الا و إنی مخلف فیکم کتاب ربی عزوجل وعترتی » ای مردم من به زودی قبض روح مشوم واز این جهان می روم پیشاپیش سخنی را که عذر شما را بعد از من قطع کند به شما گفتم، آگاه باشید! من کتاب خدا وعترتم (اهل بیت) را درمیان شما می گذارم.
سپس دست علی را گرفت و بلند کرد و فرمود :« هذا علی مع القآن والقرآن مع علی لا یفترقان...» این علی باقرآن است وقرآن باعلی است وهرگز ازههم جدا نمی شوند! المعجم الاوسط ۶/۱۴۷، مجمع الزوائد ۹/۱۶۸ ، صواعق المحرقه ۳۵۲
۴/ در حدیث دیگر نسبت به امامت همه ائمه شیعه می فرماید : « إنهم بمنزلة الکتاب لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه » ایشان به منزله کتاب خدا قرآن هستند که از هیچ راهی باطل به آنها نفوذ نخواهد کرد. (دیوان جریره ص ۲۳)
ونیز فرمود : « أنهم کسفینة نوح من رکبها نجی ومن تخلف عنها غرق » ایشان مانند کشتی نوح اند که هرکس به آن پناه جست نجات یافت وهرکه ازآن تخلف کرد غرق شد. (الاغانی- ابوالفرج اصفهانی- ۱۹/۱۰۵)
ونیز فرمود : « وإن من خالفهم کان من حزب إبلیس » هرکه با آنان مخالفت کند از حزب ابلیس خواهد بود. (مستدرک صحیحین ۳/۱۶۲ ، ذخائر العقبی ص ۴۹)