رابطه درك شب قدر با درك معرفت و شناخت حضرت زهرا(عليها السلام)

رابطه درك شب قدر با درك معرفت و شناخت حضرت زهرا(عليها السلام) كه امام صادق(عليه السلام) در اين باره روايتى فرموده اند، چيست و ما چگونه مى توانيم آن معرفت را پيدا كنيم؟

پاسخ: در اين جا چند نكته شايان توجه است:
1. در رواياتى، شب قدر به حضرت فاطمه(عليها السلام) تفسير و معنا شده است، اين روايات به چند گونه بيان شده است. در حديثى امام صادق(عليه السلام) مى فرمايند: «اِنّا اَنزَلنـهُ فى لَيلَةِ القَدر، الليلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حقّ معرفتها فقد ادرك ليلة القدر و انّما سمّيت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها ـ (أو من معرفتها الشك) و قوله وما اَدركَ ما لَيلَةُ القَدر * لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن اَلفِ شَهر يعنى خير من الف مؤمن و هى أم المؤمنين; مراد از «ليلة» حضرت فاطمه(عليها السلام) و از «قدر» خداوند متعال است، پس هر كس فاطمه را به درستى بشناسد، ليلة القدر را درك كرده است و فاطمه را فاطمه نام نهاده اند، زيرا موجودات به شناخت او نخواهند رسيد.» سپس در اين كه شب قدر بهتر از هزار ماه است مى فرمايد: «فاطمه بهتر از هزار مؤمن است، زيرا او ام المؤمنين است.»•
در حديثى ديگر از امام موسى بن جعفر(عليهما السلام) در پاسخ شخصى كه از تفسير بطن آيات نخستين سوره دخان پرسيده مى خوانيم: اما «ليلة» منظور حضرت فاطمه(عليها السلام) است و «فيها يُفرَقُ كُلُّ اَمر حَكيم» يعنى از وجود او خير كثير بيرون مى آيد كه مراد از آن مردى حكيم و مردى حكيم و مردى حكيم است.» سپس آن مردان حكيم را توصيف مى فرمايد كه همان پيشوايان معصوم از نسل فاطمه(صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشند.•
2. همان گونه كه در خود حديث دوم اشاره شده، تأويل ليلة القدر به فاطمه الزهرا(عليها السلام)، در واقع بيان بطنى از بطون است كه از ظرافت ويژه اى برخوردار مى باشد.
3. تشبيه آن حضرت به «ليلة»، به جهت پوشيدگى و عفاف ايشان است يا به جهت تاريكى ظلم و ستمى است كه آن حضرت را فرا گرفته است.•
مى توان گفت كه تأويل «ليلة مباركه» به حضرت فاطمه(عليها السلام) بدين مناسبت است كه خداى متعال از سويى شب را مايه آرامش دانسته «وجَعَلَ الَّيلَ سَكَنـًا»(انعام،96)• و از سوى ديگر شب قدر را شبى مبارك و مايه سلامت قرار داده و سرنوشت ها را به آن پيوند داده و هر امر محكمى را از آن جارى ساخته است.
اين همه بخشى از بركاتى است كه نظايرش از آن بانويى بى مانند و نسل مباركش سرچشمه مى گيرد، اوست كه خداوند مايه آرامش اميرمؤمنان(عليه السلام) و محور عواطف اهل بيت(عليهم السلام) است، بلكه او ام ابيها و ام الائمه است. نسل مبارك او موجب تداوم نسل رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و مايه استمرار امر ولايت و پيشوايى دين و پاسدارى از خطّه ناب توحيد و قرآنند.
چرا حضرت صدّيقه زهرا(عليها السلام) ليلة القدر نباشد و حال آن كه يازده كلام الله و قرآن ناطق در اين شب نازل شده و انسان به فعليّت رسيده، همان قرآن ناطق است.•
البته با دقت در خود روايات ياد شده، نكات بالا و هم چنين معارف بلندى نيز استفاده مى شود. به طور كلى بطن اين آيه با ظاهر آن تطابق دارد، زيرا نزول قرآن در شب قدر، براى هدايت خلق و آگاهى آنان به شريعت و دين است، و اين هم بدون وجود پيشوايى آگاه در هر زمان، امكان ندارد; همان گونه كه ظرف نزول قرآن كريم شب قدر است، ظرف وجودى همه آن پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، فاطمه زهرا(عليها السلام) است.
4. معرفت و شناخت به اهل بيت(عليهم السلام)، به ويژه حضرت زهرا(عليها السلام) كه با شناخت و درك شب قدر برابر است، به يقين يك شناخت ظاهرى نسبت به ايشان نيست، زيرا اين گونه شناخت را دشمنان شان هم داشتند، بلكه شناختى در جهت نزول قرآن و حقيقت خود قرآن كريم است كه دست يافتنى براى هر كس نيست.
خداوند متعال در سوره مبارك «واقعه» مى فرمايد: «به مواقع نجوم ]و به سراسر آفرينش آن ها[ قسم مى خورم * و اين قسمى بزرگ است، اگر بدانيد * كه به يقين اين قرآنى است كريم * در نوشته اى مكنون و پوشيده اى است * كه جز مطهّران ]پاكيزه شده[، كسى نمى تواند آن را مسّ كند.»(واقعه، 75ـ79) مقصود از «مسّ»، مطلق ارتباط و تماس معنوى است و خداوند مطهّران را در آيه ديگر چنين معرّفى مى فرمايد: «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرا ;(احزاب،33) پس اهل بيت عصمت و عترت پاك پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) حقيقت قرآن را دريافته اند.
معصومان(عليهم السلام) كه در مقام انسانيّت و خلافت مطلق الهى نور واحدند، ادراك شان به لحاظ باطن، براى ديگران امكان پذير نيست; البته نه به جهت كثرت وجودى شان در عالم طبيعت كه مانندديگران درك پذيرند; به عبارت ديگر، در آن مرتبه عالى (مِن لَدُن حَكيم عَليم)، پيامبر اكرم و اهل بيت(عليهم السلام) و قرآن كريم با هم هستند، يكى انزال شد و آن وجود مقدس به عالم طبيعت ارسال شدند و در اين نشئه طبيعت، يكى ثقل اكبر شد و ديگر ثقل كبير.

مرحله پايين تر قرآن كريم كه به صورت الفاظ عربى است و جامعه انسانى در خدمت آن قرار دارد، رقيق شده «ام الكتاب» و «كتاب مكنون» است كه مرحله عالى قرآن مى باشد تا براى عموم مردم فهم پذير باشد و ملكوت و حقيقت قرآن، براى نوع مردم درك شدنى نيست، همين گونه است حقيقت اهل بيت(عليهم السلام) كه همان حقيقت قرآن مى باشد و هرگز از يك ديگر جدا نمى گردند، بدون حجاب، براى خودشان روشن است و در پرده حجاب هاى گوناگون، براى ديگر اهل بهشت كه در معنا اهل قرآن بوده اند، ظهور مى كند.•

منابع(. تفسير فرات الكوفى، ابوالقاسم فرات كوفى(رحمه الله)، ص 581، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي/ اصول كافى، ثقة الاسلام كلينى(رحمه الله)، ج 1، ص 479، ح 4، دارالكتب الاسلاميه/ مرآة العقول، علامه مجلسى(رحمه الله)، ج 6، ص 48، دارالكتب الاسلامية، / هزار و يك كلمه، آيت الله حسن زاده آملى، ج 2، ص 367ـ376، نشر دفتر تبليغات/ قرآن در قرآن، آيت الله جوادى آملى، ص 35ـ80، مركز نشر اسراء.)

مصحف فاطمه سلام الله عليها

اطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاكى به سادگى ممكن نيست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسيارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است
مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنويت و دانشها كه از طريق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است كه در پرده مانده و در اختيار ما خاكيان نيست


مصحف فاطمه(س) چيست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختيار كيست؟ و ... پرسشهايى است كه تا حدودى پاسخ آنها در اين نوشتار مختصر روشن مى‏گردد

 محدثه 

از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنين مى ‏فرمايد


انما سميت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران

اينكه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پيوسته از آسمان فرود مى ‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏ دادند همانطور كه به مريم دختر عمران خبر مى ‏دادند

فرشتگان خطاب به فاطمه(س) اين آيات را تلاوت مى‏كردند


يا فاطمة ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين * يا فاطمة اقنتى لربك واسجدى واركعى مع الراكعين


فاطمه(س) به فرشتگان خبر مى‏داد و آنان به او خبر مى‏ دادند و سخنانى با يكديگر داشتند كه در يكى از شبها فاطمه به آنها گفت: آيا مريم دختر عمران بر زنان عالم برترى ندارد؟
گفتند: مريم در روزگار خويش بانوى بزرگ زنان بود ولى خداوند عز و جل تو را در عصر خويش و در عصر او بزرگ بانوى زنان قرار داده است و تو «سيدة نساء الاولين و الآخرين‏» هستى
گر چه فرشتگان با كسى جز انبياء الهى گفتگو نداشتند، ولى چهار بانوى بزرگ در تاريخ انبياء بودند كه پيامبر نبودند و در عين حال فرشتگان با آنان سخن مى ‏گفتند
الف) مريم، مادر حضرت عيسى عليه السلام
ب) همسر عمران مادر حضرت موسى و مريم عليهماالسلام
ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و يعقوب عليه السلام
د) فاطمه زهرا سلام الله عليها

پيامبر اسلام(ص) در بستر بيمارى از هوش رفته بود كه در خانه كوبيده شد. فاطمه(س) فرمود: كوبنده در كيست؟ عرض كرد: مرد غريبى هستم و پرسشى از رسول خدا دارم اجازه ورود مى ‏دهيد؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت كند! حال رسول الله مساعد نيست، رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غريبى است كه از رسول خدا اجازه مى ‏گيرد آيا به غريبان اجازه ورود مى ‏دهند؟ ناگاه رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: اى فاطمه! آيا مى ‏دانى چه كسى است؟ عرض كرد: خير يا رسول الله! فرمود: اين همان است كه جماعت‏ها را بهم مى ‏زند و لذتهاى دنيوى را از بين مى ‏برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پيش از من از احدى اجازه نگرفت و پس از من از كسى اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگوارى و كرامتى كه در پيشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه مى ‏گيرد به او اجازه ورود بده!
فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت كند!
فرشته مرگ چون نسيم ملايمى وارد شد و فرمود: السلام على اهل بيت رسول الله
اين جريان ناگوار از نوع سخنانى است كه فاطمه زهرا(س) با فرشته داشته است و به راستى كه فاطمه محدثه است

پيدايش مصحف فاطمه

زهرا(س) پس از رحلت پيامبر(ص) 75 يا 95 روز، در جهان زندگى كرد. در اين مدت بسيار كوتاه كه دوره صبر و استقامت، حمايت از حريم ولايت و در عين حال حزن و اندوه زهراى مرضيه بود، جبرئبل امين - فرشته وحى - بر او فرود آمد و با گزارشهايى كه از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نيز آينده تاريخ اسلام و تشيع الهام مى ‏كرد كتاب ارزشمندى به نام «مصحف فاطمه(س)» براى امامان معصوم(ع) به يادگار ماند

امام صادق(ع) در پاسخ به محدثانى كه در باره مصحف فاطمه(س) سؤال كردند مدت طولانى سكوت كرد سپس فرمود

انكم لتبحثون عما تريدون و عما لا تريدون ان فاطمة مكثت ‏بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد على ابيها و كان جبرئيل(ع) ياتيها فيحسن عزاءها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على(ع) يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمة

شما در باره چيزهايى كه چه لازم داريد و يا لازم نداريد جستجو و تحقيق مى ‏كنيد. فاطمه(س) پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حيات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت، جبرئيل( فرشته وحى ) پيوسته بر او فرود مى ‏آمد و ناگواريها و اندوه جدايى پدر را به خوبيها جلوه مى ‏داد و به جانش آرامش مى ‏بخشيد. به او از پدر و جايگاه بلندش در نزد پروردگار خبر مى ‏داد و نيز از حوادث آينده كه بعد از فاطمه(س) نسبت‏به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش مى ‏داد. على(ع) تمام آن گزارشها و اخبار را مى‏نوشت كه همين مصحف فاطمه(س) را شكل داد

در حديث ديگرى امام صادق(ع) در پاسخ محدثى كه سؤال كرد: مصحف فاطمه چيست؟ چنين فرمود: خداوند متعال زمانى كه پيامبر را قبض روح كرد،بر فاطمه(س) از اثر رحلت پيامبر(ص) اندوهى وارد شد كه جز خداى عز و جل كسى نمى‏داند چه حزنى بود. لذا خداوند فرشته‏اى را به سوى او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نمايد و با او سخن گويد. فاطمه(س) جريان را به اميرالمؤمنين گزارش داد و على(ع) فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس كردى و صدايش را شنيدى به من بگو و مرا از سخنانش آگاه كن. بنابراين اميرالمؤمنين(ع) آنچه را كه مى‏شنيد مى‏نوشت تا آنكه از سخنان و گزارشهاى نوشته شده مصحفى به وجود آمد

با دقت در اين دو حديث‏شريف مى ‏توان گفت
الف: مصحف فاطمه(س) در فاصله زمانى پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) تا شهادت صديقه طاهره(س) به وجود آمده است
ب: مصحف فاطمه(س) سخن وحى است كه توسط جبرئيل امين(ع) به فاطمه زهرا(س) الهام شده است
ج: مصحف فاطمه(س) به دست مبارك مولا على(ع) نوشته شده است

نشانه امامت

مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومين (عليهم‏السلام) به يادگار ماند و در بين حجتهاى خدا در روى زمين يكى پس از ديگرى دست‏به دست گشت كه در اختيار داشتن آن را يكى از نشانه ‏هاى امامت دانسته ‏اند
امام رضا(ع) وقتى علامت و نشانه‏ هاى امام معصوم را شمارش كرد فرمود

و يكون عنده مصحف فاطمة سلام الله عليها

مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه ‏هاى امامت مى‏ باشد

روايات بسيارى دلالت دارد بر اينكه «جامعه‏»، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نيازهاى فكرى و علمى انسانها را حل مى ‏كردند. تمام اين آثار گنجينه ‏هاى گرانبهايى از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادى ذهن بشر نمى ‏گنجد

ابوبصير مى‏گويد: به حضور امام صادق(ع) رسيدم و عرض كردم، قربانت گردم! از شما سؤالى داردم، راستى در اينجا كسى( نامحرمى ) هست كه سخن مرا بشنود؟
امام صادق(ع) پرده‏اى را كه ميان آنجا و حجره ديگر بود بالا زد و در آنجا سر كشيد سپس فرمود: اى ابا محمد! هر چه مى ‏خواهى بپرس

آنگاه فرمود: اى ابا محمد! همانا «جامعه‏» نزد ما است و مردم چه مى ‏دانند «جامعه‏» چيست؟ عرض كردم: قربانت‏ شوم! جامعه چيست؟ فرمود: طومارى است ‏به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط على(ع) كه تمام حلال و حرام و همه نيازهاى مردم در آن موجود است‏ حتى جريمه خراش!
و آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مى ‏دانند «جفر» چيست؟
عرض كردم: جفر چيست؟ فرمود: مخزنى از چرم است كه علم پيامبران و اوصياء و دانشمندان گذشته بنى ‏اسرائيل در آن وجود دارد

و آنگاه فرمود: همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مى ‏دانند كه مصحف فاطمه(س) چيست؟

و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما يدريهم ما مصحف فاطمه سلام الله عليها

ابوعبيده حذاء مى ‏گويد: ابوجعفر امام محمدباقر(ع) ، خطاب به من فرمود: اى ابا عبيده! كسى كه نزد او شمشير رسول الله، زره، پرچم برافراشته ‏اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنى دارد.راوى نقل مى ‏كند در محضر امام صادق(ع) بودم كه جمعى از محدثان نيز در مجلس حضور داشتند يكى از محدثان خطاب به امام عرض كرد: قربانت گردم! عبدالله بن‏حسن در باره امامت و خلافت مى ‏گويد: اين منصب از آن ماست وبه ديگران نخواهد رسيد! امام صادق(ع) پس از سخنانى فرمود: چه شگفت ‏انگيز است از عبدالله! مى ‏پندارد كه پدرش على(ع) امام نبوده؟ ولكن به خدا قسم (در حالى كه با دست‏به سينه‏ اش اشاره مى ‏كرد) اسرار نبوت و نيز شمشير و زره رسول الله در نزد ما است

و عندنا و الله مصحف فاطمة‏، به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است

مصحف فاطمه(س) قرآن نيست

برخى از نااهلان و يا مغرضان بر شيعه خرده گرفته ‏اند كه شيعيان قرآن ديگرى تراشيده‏ اند! و ممكن است در عصر حاضر نيز چنين اتهاماتى را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگيرند. اين انتقادهاى نابخردانه و اهانت‏هاى ناروا ممكن است از چند چيز نشات گيرد
الف: عدم رجوع به متون و منابع حديثى و جوامع روايى شيعى و ناآگاهى و عدم اطلاع از اينكه تشيع كه قائل است زهراى مرضيه(س) داراى كتاب و مصحف بوده است مقصود چيست؟
ب: عناد و لجاجت ‏با انديشه‏ هاى اسلام ناب و باورهاى اعتقادى و معارف كه از طريق امامان معصوم(ع) اين حجت‏هاى خدا در روى زمين در اختيار انسانها گذارده شد
ج: ذهنيت و تصورى كه پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتى اصحاب و ياران پيامبر از كلمه «مصحف‏» بود، چرا كه «مصحف‏» بيشتر به نوشته ‏هايى از آيات قرآن اطلاق مى ‏شد و در آن زمان مصحف هاى متعددى وجود داشت و شخصيتى كه داراى مصحف بود به همو نسبت مى ‏دادند مثل اينكه مى ‏گفتند مصحف على(ع) به اعتبار اينكه مولا على(ع) داراى مصحف بود. البته هم‏ اكنون نيز تعبير «مصحف شريف‏» به قرآن مجيد شهرت بسيار دارد

گرچه چنين استعمالى در آن زمان شهرت فراوان داشت ولى اين‏طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته‏ هاى آيات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معناى لغوى مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحيفه ‏هاى نوشته شده بين دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف يا مصحف مى ‏گويند، بنابراين به مجموعه صحيفه‏ ها و نوشته‏ هايى كه در موضوعات و مطالبى غير از آيات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مى‏ گردد و مصحف فاطمه(س) به همين اعتبار است

ابوبصير مى‏ گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسيدم

و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فيه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد

مصحف فاطمه چيست؟ فرمود: مصحفى است‏ سه برابر قرآن كه در دست‏ شما است، ولى به خدا قسم حتى يك حرف از قرآن شما هم در آن نيست

اين حديث آشكار مى ‏سازد كه مصحف فاطمه(س) از نظر كميت و حجم سه برابر قرآن است ولى از نظر محتوا و مطالب حتى يك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد

علامه مجلسى در توضيح اين حديث مى‏ نويسد: ممكن است كسى اين شبهه را كند كه در احاديث ‏بسيارى وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نيز مشتمل بر حوادث و گزارشهاى حال و آينده تاريخ است. پس مصحف فاطمه در پى چه چيزى است و اين حديث چگونه معنا مى‏ شود؟
در پاسخ شبهه مى ‏گويد: آرى قرآن چنين است ولى ممكن است منظور از مصحف معانى و تاويلاتى باشد كه ما از قرآن نمى ‏فهميم نه معناى ظاهرى كه از الفاظ درك مى ‏كنيم و مى ‏فهميم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهرى قرآن است كه در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد

محمد بن‏ مسلم از امام باقر و يا از امام صادق(ع) چنين نقل كرده است

و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولكنه كلام من كلام الله انزل عليها

فاطمه(س) مصحفى را به يادگار گذاشت كه آن مصحف قرآن نيست ولى سخنى از سخن خداست كه بر فاطمه(س) نازل كرده است

مصحف فاطمه(س) و علم الهى

دانشهايى كه بشر آنها را كسب مى ‏كند بسيار جزئى و محدود است و پس از مدتى فراموشش مى ‏شود و نسبت‏به علوم و دانشهايى هم كه در آينده وجود مى ‏آيد بى ‏اطلاع است. لذا تنها به علومى واقف است كه در حال حاضر به آنها دسترسى پيدا كرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را كم كم از ياد مى‏برد و از آينده هم آگاهى ندارد
ولى خداوند متعال كه عالم مطلق است علم او محدود به زمان نيست و گذشته و حال و آينده در نزد او يكسان است. اين دانش و حكمت ‏خدايى كه زمان را در مى ‏نوردد و تنها در اختيار اوست ‏شمه ‏اى از آن را به هر كس كه اراده كند عطا مى ‏كند

يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا

حكمت را به هر كه مشيتش تعلق گيرد مى ‏دهد و آن كس كه حكمت داده شده است همانا خيرى بسيار داده شده است

البته اين دانش و اسرار الهى در حد اعلاى آن به پيشوايان دين ارزانى گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزى از معارف و دانشهاى خدايى است كه به زهراى مرضيه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختيار ائمه معصومين (عليهم‏السلام) قرار گرفت. بنابراين دانش و حكمت‏هاى موجود در مصحف فاطمه(س) از سوى خدا است كه محدود به زمان و مكان نيست و قابل قياس با دانشهاى بشرى نيست

مطالب مصحف فاطمه

ابوبصير مى ‏گويد: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسيدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است، عرض كردم: آيا در آن چيزى از آيات قرآن است؟ فرمود: چيزى از آيات قرآن در آن نيست، عرض كردم، برايم آن را توضيح دهيد
فرمود: خبرهاى عصر حاضر و نيز خبرهايى كه تا روز قيامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانى، تعداد و نامهاى تمام كسانى كه خداوند آنها را آفريده است. نامهاى رسولان، نامهاى تكذيب‏ كنندگان و اسامى همه مؤمنان و كافران از آغاز آفرينش تا فرجام در آن موجود است

اسامى و معرفى هر يك شهرهايى كه در شرق و غرب زمين است، تعداد مؤمنان و كافران هر شهر، اوصاف تكذيب‏ كنندگان و نيز اوصاف ملت‏هاى گذشته و تاريخ آنها، طغيانگرانى كه حاكم‏ اند تعداد آنها و زمان حكومتشان، نامهاى پيشوايان و اوصاف آنها و آنچه در زمين يكى پس از ديگرى مالك مى ‏شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر كس كه در ادوار آينده بيايد در مصحف موجود است، اوصاف بهشتيان و تعداد كسانى كه وارد بهشت‏ خواهند شد، اوصاف جهنميان و نامهاى آنها در مصحف موجود است

دانش قرآن آن‏طور كه نازل شده، دانش تورات و انجيل آن‏طور كه نازل گشته ‏اند و دانش زبور و شماره درختهايى كه در تمام بلاد است در مصحف موجود است

اخبارى كه جبرئيل بر فاطمه(س) وحى مى ‏كرد

جبرئيل - فرشته وحى - كه پس از رحلت پيامبر(ص) بر فاطمه نازل مى ‏شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحى مى ‏كرد. و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها
الف: از پدرش و جايگاه و منزلتى كه در نزد پروردگار داشت ‏خبر مى ‏داد.
ب: از حوادث تلخ آينده تاريخ كه پس از شهادت صديقه طاهره(س) نسبت‏به فرزندانش از ناحيه دشمنان اهل بيت واقع خواهد شد گزارش مى‏داد.
بنابراين مصحف فاطمه(س) اين دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد

پيشگويى

ائمه معصومين (عليهم‏السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آينده را پيش از وقوع آن يادآورى مى ‏كردند. حماد بن ‏عثمان مى ‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: زنادقه در سال 128 قمرى، قيام مى ‏كنند و اين سخن را كه مى ‏گويم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه(س) نگاه كردم
وليد بن‏صبيح مى ‏گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: اى وليد! من در مصحف فاطمه(س) دقت كردم و از آن مساله كه پرسيدى، چيزى در باره فرزندان فلانى، در آن نديدم جز گرد و غبارى كه بر اثر سم اسبان بلند مى‏شود

نامهاى انبياء و حاكمان

امام صادق(ع) مى‏ فرمايد: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآورى كه به وجود بيايد و نيز نامهاى كسانى كه تا روز قيامت مى ‏آيند و حكومت دارند، در آن موجود است
فضيل سكره مى‏ گويد: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم كه خطاب به من فرمود: اى فضيل! آيا مى ‏دانى در چه چيزى پيش از اين نگاه مى ‏كردم؟! عرض كردم: خير! فرمود: من در كتاب فاطمه(س) نگاه مى ‏كردم، البته حاكمى نيست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و براى فرزند حسن اثرى در آن نديدم

عبدالملك بن‏ اعين مى‏ گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم كه زيديه و معتزله اطراف محمد بن‏ عبدالله را گرفته‏اند، آيا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پيامبر و نام هر حاكمى كه در زمين حكومت كند موجود است. خير! به خدا قسم كه محمد بن‏ عبدالله هيچ كدام از اينها نيست
معلى بن‏ خنيس مى‏ گويد: امام صادق(ع) فرمود: هيچ پيامبر و جانشين پيام‏ آور و حاكمى نيست مگر آنكه در كتابى كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خير! به خدا قسم كه از محمد بن ‏عبدالله بن ‏حسن در آن نامى نيست

در دست چه کسی است؟

ابوبصير مى‏ گويد: به امام محمد باقر(ع) عرض كردم: جانم فدايت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه كسى انتقال گرديد؟
فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به اميرالمؤمنين(ع) تحويل داد و پس از شهادت على(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسين(ع) و آنگاه در خاندان حسين(ع) دست‏به دست گشت تا اينكه به صاحب الامر(عج) تحويل داده شد

محمد حسن امانى
ماهنامه كوثر شماره 8