شيعه ،  جامعه كبيره را ميزان راستي ودرستي عقايد وباور هايش ميداند وبا عرضه اعتقاداتش به اين زيارت صحت و سقم آنها را محك ميزند ودر يك كلام مي توانيم بگوييم اين زيارت مرامنامه شيعه دوازده امامي  است.با اين همه اخيراًآقاي دكتر عبد الكريم سروش در ضمن مكاتباتش با جناب حجت الاسلام دكتر سعيد بهمن پور- از اساتيد حوزه علميه قم –زيارت جامعه كبيره را ساختگي و مرامنامه شيعيان غالي دانسته است واز آنجايي كه ممكن است اين شبهه موجب تشويش اذهان جوانان و دانشجويان عزيز شود ويا ممكن است كساني را كه از مصادر و منابع اصيل و معتبر اين زيارت اطلاع چنداني ندارند به شك و ترديد بيندازد ، لازم آمد كه با دلايل و شواهد روشنگر و به شيوه قرآن كريم كه فرمود:  «ادع الي السبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتي هي احسن«نمل -125 »پاسخ اين شبهه داده شود ومستند بودن اين زيارت ،مبرهن گردد.مطالب اين نوشتار در دو قسمت تقديم خوانندگان محترم ميشودكه در پايان ، اسناد زيارت جامعه كبيره در منابع معتبر روائي شيعه ، ضميمه ميگردد.
قسمت اول
1-جعلي دانستن زيارت جامعه كبيره ،ادعايي بدون دليل
كسي كه مدعي است زيارت جامعه كبيره ، ساختگي است و اساس و پايه اي ندارد بايد براي ادعايش دليل اقامه كند،در غير اين صورت سخنش از درجه اعتبار ساقط شده و ارزش علمي و فني ندارد . اين گونه اشكال كردن را اصطلاحاً، جرح گويند، يعني زخم زدن و تخريب كردن و هيچ ارتباطي به نقد و ايراد علمي ندارد.اگر قرار باشد در عرصه مناظرات علمي و ديني ، به خود اجازه دهيم ، بدون دليل ومنطق هرگونه شبهه و اشكالي را-از باب آزاد انديشي و با پوشش نقد -مطرح نماييم ، نتيجه اي جز هرج و مرج علمي و تشويش اذهان نخواهد داشت و هيچ كمكي به توسعه فرهنگ نقد و نقدپذيري و رشد معرفت ديني نمي كند . افكارجامعه ،از نقدي بهره مي برد كه ناصحانه، منصفانه وعالمانه باشد و با هدف بالا بردن ظرفيتهاي فكري و فرهنگي جامعه، وارد شده باشد و تحرك بخش و نشاط بر انگيز باشد. وبه پويايي جامعه بيانجامد بالاخره اشكال و نقدي مفيد است كه بار منفي و اثر تخريبي نداشته باشد.
2-زيارت جامعه كبيره، در كتب اوليه و اصلي روائي شيعه
زيارت جامعه كبيره ، از جمله زياراتي است كه سند آن در كتاب هاي روائي و منابع حديثي معتبر ، بويژه در كتب چهارگانه شيعه ، وجود دارد .
1-2- شيخ صدوق (ره) ، اين زيارت را در كتاب « من لا يحضره الفقيه » - از كتاب هاي چهارگانه شيعه -از زبان  امام هادي (عليه السلام) نقل كرده است. ( من لا يحضره الفقيه – ج دوم- ص 609 )ايشان ، همين زيارت را در كتاب عيون اخبار الرضا (عليه السلام) نيزآورده است.( عيون اخبار الرضا (عليه السلام) – ج 2،ص 272) . شيخ صدوق كسي است كه به دعاي امام زمان (عج) ، متولد شده است. خود ايشان در اين باره مي گويد : « هر گاه ابوجعفر محمد ابن علي الاسود ، مرا مي ديد كه براي گرفتن علم و دانش به محضر استاد مي روم ، به من فرمود: اين ميل و اشتياق به علم و دانش كه در تو وجود دارد ، مايه شگفتي نيست ، زيرا تو ، به دعاي امام زمان (عج) متولد شده اي.» (كمال الدين و تمام النعمة - شيخ صدوق -ج 2 - باب 45 -ص 502 )

و از بعضي از بزرگان نقل شده است كه حضرت ولي عصر (عج) ، گاهي اوقات ، سر قبر شيخ صدوق تشريف مي برند.  (نسيم معرفت – حسين گنجي – ص 24 ) . شيخ طوسي (ره) در معرفي شيخ صدوق مي گويد: « او دانشمند جليل القدر و حافظ احاديث بود . از احوال رجال ، كاملاً آگاه . و در سلسله احاديث ، نقادي عالي مقام به شمار مي آمد . بين بزرگان قم از نظر حفظ احاديث و كثرت معلومات ، مانند نداشت .» (دانشمندان مسلمان ، فقها و اصولين- سايت اهل البيت-AhL-UL-BAIT.ORG)حضرت امام خميني (ره) درباره ايشان مي گويد: « بايد بداني كه شيخ صدوق كسي است كه تمام علماءاعلام از او كوچكي مي كنند و او را به جلالت قدر مي شناسند. آن بزرگوار كسي است كه به دعاي امام زمان (عج) متولد شده. آن كسي است كه، مورد لطف امام زمان (عليه السلام) بوده.»
 (چهل حديث- مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) – ص 73)
2-2- مرحوم شيخ طوسي نيز، اين زيارت را در كتاب، « تهذيب الاحكام » كه يكي ديگر از كتب چهار گانه روائي شيعه است، آورده.( تهذيب الاحكام- ج6- ص95) شيخ طوسي ، شاگرد شيخ مفيد و سيد مرتضي علم الهدي است . او پايه گذار علوم اسلامي در مذهب تشيع است و  هم اوست كه اولين دانشگاه شيعه (= حوزه علميه نجف اشرف) را تاسيس كرد .علامه سيد مهدي بحر العلوم از پيشوايان مكتب جعفري و از با تقواترين علماء جهان اسلام درباره ايشان  مي گويد:«محمّد ابن حسن طوسي، سرآمد طائفه اماميه و پرچمدار شريعت اسلام و پيشواي فرقه شيعه بعد از ائمه معصومين سلام الله عليه است. او در آنچه متعلق به دين و مذهب است ، مورد اعتماد ماست. او محقق اصول و فروع و تهذيب كننده معقول و منقول است. شيخ الطائفه ما ورئيس شيعه ،علي الطلاق است.» (ديدار با ابرار – شماره 34- علي رضا شهروي – سازمان تبليغات اسلامي- ص47)
3-زيارت جامعه كبيره در بحار الانوار
مرحوم علّامه مجلسي (ره) نيز زيارت جامعه كبيره را به نقل از عيون اخبار الرضا(عليه السلام) ، نوشته شيخ صدوق (ره) ، در بحار الانوار، آورده است. (بحار الانوار- چاپ بيروت- ج99- ص128) وي درباره سند اين زيارت و ارزشهاي منحصربه فرد آن مي گويد: « لانها اصح الزيارات سنداً، واعمها، مورداً،وافصحها، لفظاً،وابلغها معنيً و اعلاها شاناً » يعني: زيارت جامعه كبيره، از نظر سند ، صحيح ترين زيارت و از نظر شمول و گستردگي و انطباق آن بر همه معصومين (عليه السلام) ، جامع ترين زيارت و از نظر لفظ، فصيح ترين زيارت و از نظر، معني و مفهوم بليغ ترين زيارت و از نظر شأن و منزلت ، بالا ترين و والاترين زيارت است. ( همان- ج99-باب 8- ص143) علّامه مجلسي كسي است كه مورد عنايت ويژه پيامبر (ص) و ائمه اطهار (عليه السلام) است . مرحوم آخوند خراساني صاحب كفايه الاصول نقل مي كندكه:« در عالم مكاشفه ، پيامبر (ص) و ائمه اطهار(عليه السلام) رادر اتاقي مشاهده كردم، كه علّامه محمّد تقي مجلسي ، وارد اتاق شدند و قنداقه فرزندش محمّد باقر را خدمت حضرت رسول (ص) آورده و عرضه داشت كه: اي رسول خدا (ص) براي اين طفل دعا بفرمائيد كه خداوند او را از مروّجان دين اسلام قرار دهد. حضرت قنداقه را گرفت و دعا كرد و بعد، امير المؤمنين علي (عليه السلام) در حق او دعا فرمودند و سپس ائمه (عليه السلام) نيزيكي پس از ديگري در حق او دعا كردندو سر انجام امام زمان (عج) قنداقه محمّد باقر را به من داد و فرمودند : در حق او دعا كن و من هم قنداقه را گرفتم و دعا كردم.» ( قصص العلماء- مرحوم ميرزا محمّد تن كابني- انتشارات علميّه اسلاميّه – ص206)
4- زيارت جامعه كبيره در مفاتيح الجنان
مرحوم شيخ عباس قمي – معروف به محدّث قمي- كه حقيقتاً در روزگار خويش ، تنديس اخلاص، اخلاق و تقوا است ، اين زيارت را در مفاتيح الجنان ، نقل كرده است. ايشان، كسي است كه اگر كوچكترين ، ترديدي درباره صحت و سند ، يك زيارت داشته باشد ، آن را در مفاتيح وارد نمي كرد . اين دقّت و ظرافت مثال زدني ايشان ناشي از تقوا و طهارت نفس و هم به جهت تسلّط و احاطه علمي اش بر حديث و روايت است . ايشان به علم حديث علاقه مند بود .و از محضر محدّث بزرگ اسلام ، مرحوم محدّث نوري (ره) ، استفاده هاي بي شماري نموده و سال هاي طولاني از ملازمين وي بوده است . ( ديدار با ابرار – شماره 27- خليل عبدالله زاده- ص92.) صاحب مفاتيح الجنان ،شخصيتي است كه حضرت امام خميني(ره) سلامت نفس وتقواي كم نظير او را مورد تاكيد قرار داده است. آيت الله توسّلي ، رئيس دفتر حضرت امام خميني (ره) نقل مي كند كه : « يادم هست ، مرحوم حاج احمد آقا مي گفت: من يك روز مفاتيح الجنان را برداشتم ، به برخي از دعاها كه رسيدم براي من شك و ترديد حاصل شد؛ رو كردم به امام و گفتم : كه آقا اين چيزها كه در اين مفاتيح الجنان است درست است ؟ يك وقت ديدم امام به من پرخاش كرد و گفت : احمد ، يعني مرحوم شيخ عباس ، دروغ مي گويد؟ به تو بگويم مرحوم حاج شيخ عباس ، به خود من گفت : در تمام عمرم يك دروغ گفتم و آن هم بعدش استغفار كردم. خيلي مسئله است كه آدم بگويد من در تمام عمرم يك دروغ گفته ام! اين قدر [امام ] عنايت داشت به مرحوم حاج شيخ عباس كه مي گفت : گفته است من يك مرتبه دروغ گفته ام ، آن وقت حاج شيخ عباس دروغ گوست.؟! او تشري به من رفت.» (فصل نامه بيّنات – سال ششم – شماره 3-2. تابستان و پاييز 78)   
5-زيارت جامعه كبيره ، مورد تأييد وسفارش امام زمان (عج )و امام رضا (عليه السلام)
يكي از مهم ترين و با ارزش ترين وجوه اتقان و استحكام زيارت جامعه كبيره ، عنايت خاصّ حضرت ولي عصر (عج) به آن است . علّامه محمّد تقي مجلسي – پدر علّامه محمّد باقر مجلسي – در شرح« من لايحضره الفقيه شيخ صدوق »در ذيل اين زيات مي گويد:
«چون به نجف مشرّف شدم، براي اينكه لياقت تشرّف به حرم علوي را پيدا كنم ، تصميم گرفتم كه چند روزي عبادت كنم . روزها در مقام مقائم و شب ها در رواق مطهّر مشغول بودم . شبي در عالم مكاشفه « حضرت بقيّه الله عجّل الله تعالي فرجه الشريف » را در حرم پدر بزرگوارش ديدم. فردا به« سرّ من رأي» مشرف شدم و چون وارد حرم شدم مهدي روحي فداه آن پاره ماه آنجا بود . ايستادم و از دور به طور مدّاحي و در حالي كه با انگشت ، اشاره به او مي كردم ، زيارت جامعه را خواندم . فرمودند : بيا جلو . ابهّت و عظمت او مانع مي شد، تا بالاخره جلو رفتم. به من تلطّف كرد و فرمود : «نعم الزياره هذه» .
يعني : خوب زيارتي است اين زيارت. گفتم : از جدّتان مي باشد. و اشاره به قبر مطهّر امام هادي (عليه السلام) كردم. فرمودند: بلي از جدّم صادر شده است .» از اين جهت علّامه مجلسي دوم درباره اين زيارت مي فرمايد : «صحيح ترين زيارات از نظر متن و سند ، زيارت جامعه كبيره است. » ( زندگاني چهارده معصوم – آيت الله حسين مظاهري – انتشارات پيام آزادي – تهران 1381- چاپ هفتم- ص 193.)
و نيز مرحوم محدّث نوري صاحب كتاب نجم الثاقب ، حكايت تشرّف سيّد حسن رشتي ، خدمت امام عصر (عج) رانقل كرده است كه«... سپس آن حضرت (عج) دست مبارك را بر زانوي من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمي خوانيد؟ سه مرتبه فرمود : نافله ، نافله، نافله. و باز فرمود : شما چرا عاشورا نمي خوانيد ؟ سه مرتبه فرمود: عاشورا ، عاشورا ، عاشورا .و بعد فرمود: شما چراجامعه نمي خوانيد ؟ و سه مرتبه فرمود : جامعه، جامعه، جامعه» .
 ( نجم الثاقب- محدّث نوري – انتشارات علميّه اسلاميّه – حكايت 70-ص342.) مرحوم حاج شيخ عباس قمي نيز اين حكايت را در مفاتيح الجنان به نقل از استادش يعني محدّث نوري آورده است .
علّامه محمّد تقي مجلسي در جلد پنجم كتاب « روضه المتّقين » مي گويد : «من در رؤياي حقه اي ، امام رضا (عليه السلام) را زيارت كردم . مشغول خواندن زيارت جامعه بودم كه حضرت به من فرمود: احسنت ، احسنت . يعني هم زيارت جامعه را تحسين كردند و هم مرا كه در خدمت ايشان اين زيارت را مي خواندم. » ( نسيم معرفت- حسين گنجي- ص3)
6- شرح هاي متعدّد بر زيارت جامعه كبيره ، گوياي حقّانيت آن
درباره زيارت جامعه كبيره ، كتاب ها و شروح فراواني نوشته شده است. شايد كمتر زيارتي باشد كه به اندازه اين زيارت ، درباره اش كتاب و شرح ،موجود است. مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني (ره) ، صاحب كتاب « الذريعه الي تصانيف الشيعه » تعداد زيادي از شرح هائي كه علماي بزرگ بر اين زيارت نوشته اند ، نام مي برد. آيا اگر اين زيارت از نظر سند ضعيف بود يا از نظر محتوا پايين يا مشكوك بود ، علماء اين مقدار به آن اهتمام مي نمودند؟ آيا اين باور كردني است؟ نه! . بنابراين ، همين اهتمام علما به زيارت جامعه كبيره و نوشتن شرح هاي متعدّد ، دليل ديگري است بر قوّت سند اين زيارت. ( پرتوي از زيارت جامعه كبيره – آيت الله ناصر مكارم شيرازي- ص39). در اينجا مناسب است  به برخي از شرح هائي كه بر زيارت جامعه كبيره نوشته شده است، اشاره كنيم :           

1-شرح علّامه محمّد تقي مجلسي.                     

2-« الشموس الطالعه في شرح زيارت الجامعه » نوشته مرحوم سيّد حسين  همداني .

3-«اعلام الّلامعه في شرح زيارت الجامعه » نوشته مرحوم سيّد محمّد طباطبايي بروجردي .

4-« الانوار الّلامعه في شرح زيارت الجامعه» نوشته مرحوم سيّد عبدالله شبّر .

5-« فوائد نافعه شريفه در شرح زيارت جامعه » نوشته ميرزا محمّد توتونچي .

6-«ادب فناي مقرّبان »- شرح زيارت جامعه كبيره- نوشته حضرت آيت الله جوادي آملي .

7-«علي (عليه السلام) و زيارت جامعه كبيره» نوشته دكتر عبدالعلي گويا.

8-«پرتوي از زيارت جامعه كبيره» از آيت الله مكارم شيرازي.

9-« مقام ولايت در شرح زيارت جامعه كبيره» نوشته آقاي احمد زمرّديان.

10-« نجوم لامعه» نوشته آقاي ابوتراب هدايي.

11-« شرح زيارت جامعه كبيره» نوشته سيد محمّد حسين شبستري.

12-« نسيم معرفت » نوشته آقاي حسين گنجي.

7-محتوا ، مؤيد سند است
معاني بلند ، محتواي غني ، معارف ناب و عرشي زيارت جامعه كبيره ، چيزهايي نيستند كه يك انسان عادي با اتّكا به دانش و علوم اكتسابي و با مهارت هاي ادبي و فني بشري  بتواند، آنها را بيافريند . لذا نسبت جعلي دادن به اين زيارت به همان اندازه سست و موهن است كه قرآن كريم را جعلي و ساخته ذهن و فكر يك انسان بدانيم.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي در اين باره مي گويد:« مضمون زيارت جامعه كبيره ، مضموني است كه يك انسان عادي نمي تواند آن را جعل كند و به امام نسبت دهد . محتواي اين زيارت ، محتوائي است كه از مغز تواناي معصوم تراوش مي كند . از مغزي سرچشمه مي گيرد كه به منبع بي پايان خدا اتٌصال دارد.»  ( پرتوي از زيارت جامعه كبيره – ص 42) لذا برخي از روايات و زيارات را كه مشاهده مي كنيم ،مي بينيم از سر تا پاي آن صدق و راستي مي بارد و كاملاً پيداست كه سخنامام معصوم (عليه السلام) است و وجودش به بديهي بودن صدق آن گواه است. زيارت جامعه كبيره نيز از اين دست بديهيّات است. (نسيم معرفت- ص 22 )
 8- امام خميني (ره) و صفاي زيارت جامعه كبيره
حضرت امام خميني (ره)اين انسان كامل و عارف واصل زمان ما،كسي كه عاشق ودل داده اهل بيت عصمت و طهارت(عليه السلام) است ؛ عشقي كه ناشي از معرفت عميق ايشان نسبت به حضرات معصومين (عليه السلام) است،در صفاي قرائت زيارت جامعه كبيره متجلّي است. ايشان در حدود پانزده سالي كه در نجف بود ، هر شب در ساعتي خاص‌‌‌، كنارمرقد  امير المؤمنين علي (عليه السلام) آمده ،زيارت جامعه كبيره را عارفانه مي خواند ! زيارتي كه دست كم يك ساعت وقت مي خواهد. حضرت امام (ره)- تنها- در شب هايي كه بيمار بود و حتي نمي توانست به بيرون از منزل بيايد ، يا اوقاتي كه در كربلا بود ، خواندن زيارت جامعه كبيره را در كنار مرقد امام علي (عليه السلام) ترك مي كرد
از مرحوم شهيد حاج آقا مصطفي خميني نقل شده است: « شبي هوا طوفاني بود و بيرون رفتن از خانه مشكلاتي در برداشت . به امام عرض كردم : امير مؤمنان علي (عليه السلام) دور و نزديك ندارد. زيارت جامعه را كه در حرم مي خوانيد ، امشب در خانه بخوانيد. امام فرمودند: مصطفي ! تقاضا دارم روح عوامانه را از ما نگيري! همان شب بالاخره به حرم مشرّف شد. »
  (سيماي فرزانگان- رضا مختاري- انتشارات دفتر تبليغات اسلامي-1368- ص 180)

حسن ختام اين قسمت را فرازي از نامه حضرت امام (ره) به حاج سيد احمد خميني (ره) درباره عدم غفلت از ادعيه و مناجات ائمه معصومين (ع) قرار مي دهيم:
« پسرم ! دعاها و مناجات هايي كه از ائمه معصومين عليهم السّلام به ما رسيده است ، بزرگترين راهنماي آشنايي با او –جلّ و علا- است و والاترين راهگشاي عبوديّت و رابطه بين حق و خلق است. و مشتمل بر معارف الهي و وسيله انس با اوست و ره آورد خاندان وحي است و نمونه اي از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است . وسوسه هاي بي خبران تو را از تمسّك به آنها  و اگر تواني از انس با آنها ، غافل نكند . ما اگر تمام عمر به شكرانه آنكه اين وارستگان و واصلان به حق ، ائمه ما و راهنمايان مايند به نيايش برخيزيم ،ازعهده برنخواهيم آمد .» ( وعده ديدار -مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) - 1374- ص84 )
قسمت دوم
زيارت جامعه كبيره ، مرامنامه شيعيان اثني عشري
در بخش نخست اين نوشتار اشاره كرديم كه آقاي عبد الكريم سروش ، زيارت جامعه كبيره را ، زيارتي جعلي و آن را مرامنامه شيعيان غالي دانسته اند  . كه پاسخ شبهه جعلي بودن اين زيارت در قسمت قبل داده شد و اينك پاسخ شبهه دوم ايشان .
1-جانا سخن از زبان ما مي گويي:
دكتر عبد الكريم سروش ، كه زيارت جامعه كبيره را مرامنامه غلو مي داند ، خودش چند سال قبل ( فروردين سال 1377) درباره پيامبر (ص) و ائمه اطهار (عليه السلام) و اولياء خداوند مطالبي را بيان نموده كه تامّل برانگيز است ! . « عارفان مسلمان معتقدبودند كه پيامبر(ص) ولي اعظم خداوند و انسان كامل است .شيعيان معتقدند كه اين نوع ولايت از طريق پيامبر (ص) به امام علي (عليه السلام) و فرزندان ايشان انتقال پيدا كرده است. » و نيز گفته است :« انسان كامل بنا بر تئوري عارفان ، مظهر همه اسماء الهي است . به همين دليل او را « مظهر جامع الهي » مي دانند يا «كون جامع » مي نامند . و براي او رفيع ترين منزلت را در هستي قائلند . انسان كامل آينه بزرگي است كه بازتابنده همه انوار الهي است و همان كسي است كه عارفان معتقدند ، قوام اين عالم به اوست . او بزرگترين نماياننده و نماينده و خليفه بحق الهي در اين عالم است .» ايشان در فرق بين قرب نوافلي و قرب فرائضي گفته است : « در يكي ما دست خدا مي شويم  و در ديگري خدا دست ما مي شود . در يكي ماچشم خدا مي شويم و در ديگري خدا چشم ما مي شود . گويي در يكي خدا ، انسان مي شود و در ديگري انسان خدا ... در نظر عارفان ولي خداوند چنين كسي است و به اعتقاد ايشان ، جهان هيچ وقت از چنين اوليايي خالي نخواهد بود .»  و نيز گفته است : « خداوند در مكان و زمان نيست ، حضور خداوند ، حضور اولياء اوست. اولياء خداوند همه كاره خداوندند ، عين حضور خداوند در اين عالم اند . دل آنها را بدست بياوريد تا دل خداوند را به دست آورده باشيد. دل آنها را به درد بياوريد تا دل خداوند را به درد آورده باشيد. اگر مقبول اولياء خداونديد، مقبول خداونديد . اگر مردود اولياء خداونديد ، مردود خداونديد . آن روايت را به ياد بياوريد كه :  بنده من چندان به من نزديك مي شود كه من چشم او و گوش او و دست او مي شوم .»   ( روزنامه شرق online – جمعه 6 آبان 1364).
اين بيانات آقاي سروش درباره اولياء الهي ، يادآور همان توصيفاتي است كه در زيارت جامعه كبيره در باره ائمه اطهار (عليه السلام) شده است . اگر شيعيان به خاطر چنين باور و اعتقاداتي نسبت به اهل بيت (عليه السلام) از مسير اعتدال - به زعم ايشان -خارج شده و در حق آنان ، غلو و زياده روي كرده اند ، خود ايشان با داشتن چنين باور هايي درباره اولياء الهي و انسان كامل ، بيش از ديگران به صفت غلو و غالي گري سزاوار است !
در زيارت جامعه كبيره نسبتي بيش از آنچه كه ايشان در حق اولياء خداوند قائلند ، نيامده است ، با اين همه معلوم نيست چرا شيعيان دوازده امامي را ، به افراط و غلو متهّم مي كند ؟!
2- معناي غلو چيست ؟
پاره اي از كلمات و اصطلاحات به دليل اينكه معاني متعدّدي دارند و يا اينكه معنايشان واضح و آشكار نشده است امكان سوء تفاهم و قرائت هاي مختلف را دارند و حتّي امكان سفسطه و مغالطه با آنها وجود دارد ، لذا پيش از ورود به بحث بايد محلّ نزاع راكاملاً منقّح و روشن ساخت تا سوءتفاهمات و سوء برداشتها كاهش پيداكرده و يا از بين برود . از اين رولازم است كه معنا و مفهوم غلو تعريف و تبيين شود .« غلو اين است كه ما براي كسي استقلال در ذات يا صفات يا افعال قائل شويم ، ذات خداوند مستقل است ، بي نياز از همه كس و همه چيز ، صفات خداوند مستقل است بي نياز از همه كس و همه چيز ، افعالش هم مستقل است يعني هر كاري كه در اين عالم انجام مي دهد به قدرت ذات خود است از جايي كمك نمي گيرد به عبارت ساده تر افعال او از ذات او سرچشمه مي گيرد و صفاتش عين ذاتش مي باشد ، قائم بالذات است ، قيوم است ، غني و بي نياز است ، اگر ما اين صفات را براي كسي قائل شديم غلو است . يعني بگوييم امام رضا(عليه السلام) مستقل بالذات است يا افعالي كه انجام مي دهد به اذن الله نيست ، يعني خدا دستگاهي دارد ، پيامبر هم دستگاهي جداگانه دارد ، همه اينها مستقل هستند . اگر اين اعتقاد را داشته باشيم همه علماء مي گويند شرك است ، اما اگر گفتيم خدا مستقل  بالذات است و پيامبر به اذن الله خيلي از كارها را انجام مي دهد . اين عين توحيد است ، مي گوييم پيامبر كه بنده خدا و گوش به فرمان خداست اين كارها را به فرمان او و به قدرت او انجام مي دهد .»
  ( پرتوي از زيارت جامعه كبيره – آيت الله مكارم شيرازي – ص48 )
3- ذكر صد الله اكبر قبل از خواندن زيارت ، نشانه دوري جستن از غلو است :
به شيعيان دستور داده شده است كه پيش از خواندن زيارت جامعه كبيره در مشاهد مشرّفه و نزد قبور ائمّه (عليه السلام ) بايد«صد مرتبه الله اكبر» بگويند . آن هم در سه نوبت و با آداب خاص . اين ها براي چيست؟!
براي اين است كه مبادا ما شيعيان ائمه (عليه السلام) را كه اسباب تقرّب و توسل انسان به خداوند و واسطه بين خلق و خالق اند،مستقل بالذات دانسته و در حقشان مبالغه و زياده روي نموده و براي آنان مقام الوهيت قائل شويم . آنان با همه عظمت و مقامي كه در نزد پروردگار دارند در عين حال عبد و مملوك اويند و به زيور و زينت بندگي خداوند آراسته و مفتخرند . لذا فلسفه قرائت  تكبيرات صد گانه در شروع اين زيارت در واقع اقرار و اعتراف به بزرگي بي همانند خداوند از يك طرف و اقرارو اعتراف به مقام بندگي ومطيع بودن ائمّه (عليه السلام ) از طرف ديگر است .
4- نفي غلو در متن زيارت جامعه كبيره
در زيارت جامعه كبيره ، جملات و تعبيراتي وجود دارد كه –صراحتاً- امكان غلو و زياده روي درباره ائمّه (عليه السلام) را نفي مي كند . از جمله « الي الله تدعون و عليه تدلّون و به تؤمنون و له تسلّمون و بامره تعملون و الي سبيله ترشدون و بقوله تحكمون» يعني : شما، خلق را به خدا مي خوانيد و بر طريق او دلالت مي كنيد و به خدا ايمان داريد و تسليم او و مطيع فرمان اوييد و به راه خدا ، خلق را هدايت كرده و به كلام او حكم مي كنيد . و در بخش ديگر اين زيارت آمده است : « السّلام علي الدعاه  الي الله و الادلّاء علي مرضاه الله والتّامين في محبّه الله و المخلصين في توحيد الله و المظهرين لامر الله و نهيه و عباده المكرمين  الذين لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون » يعني : سلام بر شما كه دعوت كنندگان به سوي خدا هستيد . و راهنمايان طريق رضا و خشنودي حضرت احديّت و ثابت قدمان در اجراي فرمان خدا و تام و كامل در عشق و محبّت خدا و صاحبان مقام اخلاص در توحيد حضرت حق و آشكار كنندگان امر و نهي خداوند ، و شماييد بندگان گرامي و مقرّب الهي گه هرگز بر حكم او سبقت نگرفته و كاملاً مطابق فرمانش عمل مي كنند .
آيا اين تعبيرات جايي براي غلو و افراط در حق ائمّه (عليه السلام ) باقي مي گذارد ؟! آيا عباراتي از اين واضح تر و صريح تر در باب مقام بندگي و اطاعت كامل و تمام عيار ائمّه (عليه السلام) نسبت به خداوند يافت مي شود ؟! وجود اين فراز ها، گوياي اين است كه پيشوايان ما با همه فضائل و مناقب فراواني كه دارند ، در عين حال ، شئون ربوبي نداشته ودر برابر عظمت و قدرت خداوند ، استقلالي ندارند ومطيع و گوش به فرمان اوامر الهي اند .
5- معصومين (عليه السلام) و مخالفت صريح آنان با غلو و غلو كنندگان :
احاديث متعدّدي وجود دارد كه پيامبر خدا(ص) و ائمّه اطهار (عليه السلام) با پديده غلو مخالفت كرده و نسبت بدان هشدار داده اند . از پيامبر خدا نقل شده است كه: از غلو در دين خود بر حذر باشيد كه پيشينيان شما را غلو در دين نابود ساخت . و نيز آن حضرت فرمودند : دو گروه از امّت من بهره اي از اسلام ندارند: 1-آنكه عليه اهل بيت من جنگ در پيش گيرد ، 2-آنكه در دين غلو كند و منحرف شود . و امام علي (عليه السلام) فرمود : دو كس به خاطر من به هلاكت رسيدند ، عاشق غالي و دشمن خشمگين. و نيز فرمودند : از غلو درباره ما حذر كنيد . و همچنين احاديث زيادي وجود دارد كه ائمّه اطهار(عليه السلام) در زمان حيات خويش ،‌غلو كنندگان را از خود راندند و انديشه هايشان را رسوا كردند و از آنان تبرّي جستند و آنان را لعن مي نمودند و از شيعيان نيز مي خواستند چنين نمايند . شيعيان نيز به دستور ائمّه (عليه السلام) برنجاست و عدم جواز غسل و دفن مردگان آنان و تحريم دادن زكات بدانها و ازدواج كردن با آنان و توارث معتقدند.   
 (فصل نامه شيعه شناسي شماره 12 – مقاله غلو و اهل غلو در فرهنگ شيعي- ص 52)
ائمّه (عليه السلام) به صراحت ، اظهارمي داشتند كه : «خود،بندگان خدا هستند . براي خويش  - استقلالاٌ- قادر به جلب سود يا دفع زياني نيستند . خدا يا پيامبر نيستند ! علم غيب نمي دانند . حلال و حرام را از كتاب خدا مي گيرند نه از وحي، الهام يا رؤيا يا نوشته هايي از پدرانشان . مقدّراتشان به دست خداوند هست ، مي ميرند ، مبعوث مي شوند ، حساب و كتاب دارند ، نگران اعمال خود هستند ! امان نامه اي از خدا به همراه ندارند! » (همان – ص 53)
6 - دانشمندان شيعه و مخالفت آشكار با پديده غلو و غلو كنندگان
 دانشمندان شيعه اعم از فقيهان ، متكلّمان ، محدّثان و مفسّران به تاسي از ائمّه اطهار (عليه السلام) از دير باز متوجّه بطلان انديشه غلو و انحراف فكري غلو كنندگان بودند . و افكار و عقايد آنان را دور از تعاليم ائمّه اطهار (عليه السلام) دانسته و در برابر معتقدات آنها موضع گيري كرده و همگي بر تكفير غلاه و نجاست آن ها و انحرافشان از دين تصريح كرده اند و هر گونه انتساب آنان را به تشيّع رد نمودند . از جمله مي توان به بزرگاني همچون  سيّد مرتضي (ره) شيخ طوسي (ره) ، ابولقاسم حلّي (ره) صاحب شرايع، علّامه حلّي (ره) شهيد اول (ره)، شهيد ثاني (ره)، محقّق كركي (ره) و علّامه مجلسي (ره) صاحب بحار الانوار، اشاره كرد كه شجاعانه در برابر غلو كنندگان در حق ائمّه (عليه السلام) موضع گيري كرده و راه و خطّ آنان را از راه و خطّ شيعيان دوازده امامي كاملاً جدا دانستند . ( همان – ص 54 )