عدالت نبايد فداى مصلحتبشود
تبعيض و رفيق بازى و باندسازى و دهانها را با لقمههاى بزرگ بستن و دوختن،همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده است.اكنون مردى زمامدار و كشتى سياست را ناخدا شده است كه دشمن اين ابزار است،هدف و ايدهاش مبارزه با اين نوع سياستبازى است.طبعا از همان روز اول،ارباب توقع يعنى همان رجال سياست رنجش پيدا مىكنند،رنجش منجر به خرابكارى مىشود و درد سرهايى فراهم مىآورد.دوستان خير انديش به حضور على عليه السلام آمدند و با نهايتخلوص و خيرخواهى تقاضا كردند كه به خاطر مصلحت مهمتر،انعطافى در سياستخود پديد آورد،پيشنهاد كردند كه خودت را از درد سر اين هوچيها راحت كن،«دهن سگ به لقمه دوخته به»:اينها افراد متنفذى هستند،بعضى از اينها از شخصيتهاى صدر اولاند،تو فعلا در مقابل دشمنى مانند معاويه قرار دارى كه ايالتى زرخيز مانند شام را در اختيار دارد،چه مانعى دارد كه به خاطر«مصلحت»!فعلا موضوع مساوات و برابرى را مسكوت عنه بگذارى؟
على عليه السلام جواب داد:
اتامرونى ان اطلب النصر بالجور...و الله لا اطور به ما سمر سمير و ما ام نجم فى السماء نجما،و لو كان المال لى لسويتبينهم فكيف و انما المال مال الله (10) .
شما از من مىخواهيد كه پيروزى را به قيمت تبعيض و ستمگرى به دست آورم؟از من مىخواهيد كه عدالت را به پاى سياست و سيادت قربانى كنم؟خير،سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنياست چنين كارى نخواهم كرد و به گرد چنين كارى نخواهم گشت.من و تبعيض؟!من و پايمال كردن عدالت؟!اگر همه اين اموال عمومى كه در اختيار من است مال شخص خودم و محصول دسترنجخودم بود و مىخواستم ميان مردم تقسيم كنم،هرگز تبعيض روا نمىداشتم تا چه رسد كه مال مال خداست و من امانتدار خدايم.
اين بود نمونهاى از ارزيابى على عليه السلام درباره عدالت،و اين است ارزش عدالت در نظر على عليه السلام.